السلام علیک یا اباعبدالله

در پاسخ به گفتار ابن تیمیه (که طلب شفاعت را از انبیا جایز نمی داند) , می گوییم :


1 – پیامبران در قبر زنده هستند و طلب شفاعت از آنان طلب از میت نیست.


2 – شهیدان به نص قرآن کریم زنده هستند . از طرفی درجه نبوت از درجه شهادت بالاتر و حتی مداد علما از خو ن شهیدان بالاتر است (کنز العمال ج10 ص141 ح28715 , بحار الانوار ج2 ص14), در نتیجه وقتی کسی در راه خدا شهید شد , زنده است . پس بعد از آنکه روح پیامبران قبضه شد , دوباره به آنان بر می گردد و آنان مثل شهیدان نزد خداوند زنده هستند (وفاء الوفاء ج4 ص 1355 )


3 – اگر فرض کنیم مرده , کلام هیچکس را نمی شنود و قادر به دعا کردن نیست , طلبدعا از میت اشکالی ندارد و موجب کفر نمی شود . این شبیه آن است که از شخص کور _ به گمان آنکه بینا است _بخواهیم چیزی را بخواند ؟


4 – صحابه و غیر صحابه بعد از رحلت پیامبر شفاعت , استغاثه و دعا را از آن حضرت درخواست کردند و حتی در مورد غیر پیامبر که صالحان بودند همین کار را انجام می دادند و این خود دلالت بر مشروعیت و جواز چنین عملی دارد.


5- روح بعد از مرگ باقی است و از بین نمیرود و امکان درخواست و دعا از او وجود دارد.


نتیجه اینکه فطرت سلیم که درنهان هر انسانی وجود دارد , به حیات روح پس از مرگ شهادت می دهد و آیات و روایات , شاهد بر بقای روح هستند . بنابر این طلب شفاعت و دعا از ارواح پاک _ که به گواهی کتاب , سنت و فطرت زنده هستند_مانع و اشکالی ندارد و موجب بدعت , کفر و شرک نمی شود...


چنین سخنانی از طرف وهابیان نشانه عدم رجوع به فطرت سلیم و تدبر نکردن در نصوص قرآنی و روایی است.


نوشته شده در  پنجشنبه 23/3/1387ساعت  4:45 عصر  توسط عاشق 
  نظرات دیگران()

 


از جمله شافعان مردگان هستند.


ابن تیمیه می گوید:درخواست شفاعت از مردگان بدعت است و ابن عبدالوهاب و صنعانی می گویند:چنین شفاعتی کفر و شرک است. از دیدگاه ابن تیمیه درباره طلب شفاعت از پیامبران و صالحان و ... مجوزی برای ما صادر نشده است که به میت بگوییم "ادع لنا"(برایمان دعا کن) "اسال لنا ربک"(برای ما از خداوند مسالت نما) در این رابطه احدی از صحابه و تابعان چیزی نقل نکرده و هیچ یک از ائمه چهارگانه اهل سنت ما را امر به چنین طلبی نکرده اند و در این مورد حدیثی هم نیامده است.


پاسخ:اگر منع و حرمت طلب شفاعت از اموات به جهت این باشد که اصلا خطاب کردن به معدوم_بر فرضی که انسان بعد از مرگ نابود می شود_محال است,می گوییم:پیامبر اسلام و سایر پیامبران بعد از مرگ زنده هستند و سخنان انسان های زنده را می شنوند و جواب آنها را می دهند و سلام کسی که بر آنان درود می فرستد,به ایشان می رسد و علم پیامبر بعد از فوتش,همانند علم او در دوران حیاتش است. و تمام اعمال امت بر او عرضه میشود و او برای گناهان آنان طلب آمرزش می کند و این چیزی است که عالمان و متکلمان بدان تصریح دارند,انکار چنین چیزی برای هیچ کس امکان ندارد.


سهمودی(عالم شافعی) می گوید:شکی در حیات روحانی پیامبر اعظم بعد از فوت او نیست و نیز سایر پیامبران در قبر های خود زنده هستند و حیات آنان کامل تر از حیات شهدایی است که خداوند از آن خبر داده است.(و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون)


از طرفی پیامبر ما,سرور شهیدان است و اعمال آنان با ترازوی اعمال او سنجیده می شود.رسول گرامی اسلام فرموده است:علم من بعد از وفاتم,همانند علم من در دوران حیاتم در دنیا است.


ابن ماجه به سند حسن-چنان که منذری هم گفته است-از ابی الدردا نقل می کند:پیامبر فرمود:روز جمعه بر من زیاد درود فرستید,چون آن درود در نظرگاه ملائکه است و آنها شاهد آن درود هستند و کسی نیست که بر من درود بفرستد,مگر آنکه بعد از فراغت از آن درود او بر من عرضه می شود.ابی الدرداء میگوید:به پیمبر عرض کردم:بعد از وفات شما چگونه است؟فرمود:بعد از مرگ خداوند بر زمین حرام کرد که اجساد انبیا را از بین ببرد.


پیامبر خدا زنده است و نزد خدا روزی دارد.


بر طبق این دلایل حیات بدن های پیامبران همانند حالت دنیاست اما بی نیاز از خوراک,آنان دارای قدرتی اند که توان نفوذ در این عالم را دارند.(وفاء الوفاء ج 4,ص 1349)


و قسطانی گوید:شکی نیست که حیات پیامبران ثابت و مشخص است و پیامبر ما از سایر پیامبران افضل است در این صورت حیاتشان هم کامل تر از سایرین خواهد بود.(المواهب اللدنیه ج3 ص413)


آیا امکان دارد که بگوییم:شفاعت و طلب دعا از پیامبر اکرم بدعت یا کفر و شرک است؟تنها باید گفته شود بر آنان واجب است نظری دوباره بر گفتار خود بیندازند و در احادیث و کلمات پزوهشگران جست و جو کنند تا بفهمند سخنانی که به زبان رانده و در نوشتارهای خود ثبت کرده اند از دایره علم و تحقیق به دور است و آرایی که در این زمینه داده اند دلالت بر کمی معلومات و فهم کوتاه آن ها از اصول و مبانی خودشان است.


نوشته شده در  جمعه 16/9/1386ساعت  4:29 عصر  توسط عاشق 
  نظرات دیگران()

 


از جمله شفاعت کنندگان,"حجرالاسود"است.حضرت علی-علیه السلام-می فرماید:"این سنگ را بر خیری که انجام می دهید,شاهد بگیرید;چون روز قیامت این سنگ شافعی است مشفع که برای آن یک زبان و دو لب است و برای کسی که او را لمس کند,شهادت می دهد."(کنز العمال,ج 12,ص217,ح34739;جامع الصغیر سیوطی,ص225.) این روایت را ابو نعیم نقل کرده است و گفته است:چنین حدیثی صحیح و ثابت است که حضرت علی-علیه السلام- آن را فرموده است.


عزیزی در شرح خود می گوید:"اشهدوا" یعنی سنگ سیاه را بر افعال و اعمال خیری مثل بوسیدن آن,لمس کردن,دعا کردن و ذکر خداوند,که در نزدش انجام می دهید شاهد بگیرید. اینکه در روایت آمده است: "فانه شافع" یعنی شفاعت می کند درباره کسی که آن را شاهد بر اعمال خیرش گرفت,"مشفع" یعنی شفاعت این سنگ پذیرفته می شود.(فیض القدیر,ج1,ص527)


برآیند اینکه شفاعت و دعا از مقوله واحد هستند,و چنین نیست که اگر کسی شفاعت کرد بر خداوند واجب باشد که آن را اجابت کند بلکه قبول شفاعت و اجابت دعا از الطاف و فضل اوست.


نوشته شده در  جمعه 25/8/1386ساعت  1:21 عصر  توسط عاشق 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[23/3/1387- 4:45 ع] شفاعت انبیا
[16/9/1386- 4:29 ع] شفاعت مردگان
[25/8/1386- 1:21 ع] شفاعت حجرالاسود
[آرشیو شده ها]